زن وجود یک بانو
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٩ 

پای حرفها و دردل زن وجود یک بانو :


من متولد می شوم، رشد می کنم تصمیم می گیرم و بالا می روم.

من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.

من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !ـ

من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!ـ


 من آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم –قرمز، زرد، نارنجی ،

برای خودم آرایش می کنم- گاهی غلیظ ،

می رقصم- گاه آرام ، گاه تند،

می خندم بلند بلند بی اعتنا به اینکه بگویند جلف است یا هر چیز دیگر...

 برای خودم آواز می خوانم حتی اگر صدایم بد باشد وموسیقی مینوازم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم.ـ

،مسافرت میروم حتی تنهای تنها ....

 حرف می زنم، و گاهی شعرمیگویم ، اشک می ریزم! من عشق می ورزم.....بیشتر از آنکه تصور کنی ...

من می اندیشم... من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو، فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم....

من دوست ندارم در روابطم سیاست نقش داشته باشد

حتی اگر تمام این ها با آنچه تو از مفهوم یک زن خوب در ذهن داری مغایر باشد.ـ


زن من یک موجود مقدس است؛ نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستو قایم می کنی تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد. نه بدنش و نه روحش را نمی فروشد، حتی اگر گران بخرند.

 زن من یک موجود آزاد است. اما به هرزه نمی رود. نه برای خاطر من یا حرف دیگری؛به احترام ارزش و شأن خودش

. با دوستانش، زن و مرد، هر جایی بخواهد می رود، زن من می داند جایگاه واقعیش را

زن من یک موجود مستقل است. نه به دنبال تکیه گاه می گردد که آویزش شود، نه صندلی که رویش خستگی در کند و نه نردبان که از آن بالا برود.

زن من به دنبال یک همسفر است، یک همراه، شانه به شانه. گاه من تکیه گاه باشم گاه او. گاه من نردبان باشم ، گاه او. مهر بورزد و مهر دریافت کند.ـ


 زن من یک موجود سنگیِ بی احساس و بی مسئولیت هم نیست؛

ظرافتش، محبتش، هنرش، فداکاریش ، شهوتش و احساسش را آنگونه که بخواهد خرج می کند؛ برای آنهایی که لایق آن هستند.ـ


زن من تا جایی که بخواهد تحصیل می کند،

کارمی کند،

در اجتماع فعال است و برای ارتقاء خویش تلاش می کند.

نه مانع دیگران می شود و نه اجازه می دهد دیگران او را از حرکت بازدارند.

گاهی برای همراهی سرعتش را کم می کند اما از حرکت باز نمی ایستد.

دستانش پر حرارتند و روحش پر شور؛


 من یک زنم ...

نه جنس دوم...

نه یک موجود تابع...

نه یک ضعیفه ...

نه یک تابلوی نقاشی شده،

نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت،

نه یک دستگاه جوجه کشی.ـ


من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم ،بی آنکه دیگری را بیازارم... ورای تمام تصورات کور، هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!ـ


باور داشته باش :

من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم،

بی تفاوت و بی احساس باشم،

بی ادب و شنیع باشم،

بی مبالات و کثیف باشم.

اگر نبوده ام و نیستم ، نخواسته ام و نمی خواهم.ـ


آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد، احترام می خواهد و احترام می کند. ـ


   من به زن وجودم افتخار می کنم، هر روز و هر لحظه ... من به تمام زنان آزاده و سربلند دنیا افتخار می کنم و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند و تحسین می کنند.

 

خدایا شکر که زمانی هست که تعمق کنیم بر وجود با ارزشمان


خدایا شکر که هر لحظه با ما هستی و ارزش خود وجود را به ما بیشتر و بیشترمی فهمانی.


سپاسگزارم از این همه نعمت

از این همه لطف


خدایا متشکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم




کلمات کلیدی: زن
 
خصوصیاتی از بانوان
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٦ 

زنان نقاط مثبت فراوان دارند که مردان می توانند در آنها نفوذ کرده و زندگی خود را شیرین نمایند:
احساس، زنان از اینکه همسرشان آنها را دوست بدارد احساس شادمانی عجیبی در خود حس می کنند و با پر و بال عشق در دنیای ایثار پرواز می کنند.لباس و پوشاک، خانمها از پوشیدن لباس و جواهرات لذت می بند و قسمت چپ مغزشان تحریک گشته، به آنها احساس شادمانی و سر زندگی می دهد.
قدردانی، زنان از اینکه از کار و فعالیتشان قدردانی و تشکر شود لذت فراوان مب برند . با سرزندگی و نشاط ادامه ی حیاط می دهند.
امنیت، خانمها از عدم امنیت شغلی، احساسی و خانوادگی رنج می برند و مردان باید نقطه ی اتکای کاملی برای آنان باشندتا زنان احساس امنیت کنند.
گردش، زنان گردش را وسیله ی تلطیف روح و احساس خود می دانند و از آن لذت می بند.
خرید، خانمها خرید را به هم نحو که باشد موجب ارضای روح و شادی بخش می دانند و از توان بالقوه ی خود در برخورد با دیگران احساس رضایت خاطر می کنند.
عاطفه ، زنان از عاطفه و عشقی سرشار برخوردارند و اگر درخت عاطفه شان پرورش یابد، ایثار گران در خدمت خانواده خواهند بود و میوه های بسیار شیرینی خواهندبود.
مالکیت، خانمها زندگی را متعلق به خود می دانند و اگر دیگران به حریم آنان تجاوز نمایند یا قصد تجاوز گری داشته باشند چون ببری خشمگین حمله خواهند کرد.
هدیه، زنان با گرفتن هدیه و کادو احساس حق شناسی و قدردانی شان تقویت می شود و از زندگی خویش راضی و خشنود می شوند و آن را چون کودکان نوعی جایزه تلقی می کنند.
سخن گفتن، خانمها به وسیله ی سخن گفتن احساسات و عواطف درونی خود را ارضاء کرده، حتی پرورش می دهند. آقایان باید گوش شنوایی برای همسرشان باشند.
علت اساسی اینکه بعضی از مردها خارج از ارتباط خانوادگی و میدان ازدواج تن به ابراز ه
توجه کافی از جانب همسرشان دریافت نمی کنند و میدان عشقبازی را در خانواده شان کند و بطیء است و تنها جنیه ی وظیفه ای بیش ندارد. شریک زندگی اینان به اندازه ی خود آنان مقصر است و رقص زندگی شان ناهماهنگ می باشد.
فرصت چندانی در زندگی برای ابراز احساسات و لذت به آنها راه نشده و زندگی شان جنبه ی گذران عمر دارد. در این نوع زندگی هر دو مقصرند. ولی باید عوامل سردی و افسردگی را شناسایی کرد و در رفع آنها کوشید. با همسر رایطه ای محدود دارند و از عشقبازی کامل زناشویی برخوردار نمی باشند. این گروه بردگانی هستند که اسیر استثمار همسر هستند و باید با پزشک یا روانشناس مشورت نمایندو راه حل های جدیدی پیدا کنند.
خشم سرکوب شده ای که مدتها بر دلشان سنگینی می کرده ، اینک راه فرار پیدا کرده است. این طایفه براثر ازدواج های ناخواسته خود را اسیر هوا و هوسها کرده و از محبت و مهر بهره ای نبرده اند و برای پر کردن جای عطوفت و محبت از دست رفته ، و دست و پا می زنند آنان باید به وسیله ی روانشناسان بالینی معالجه شوند و زوجین مقصرند.
امکانات مادی زیادی در اختیار دارند و به ارزشهای چندان پایبندی ندارند. این گروه راحت طلبان تازه به دوران رسیده ای هستند که جز خوردن و خوابیدن و بهره وری و بهره کشی راهی نمی شناسند و زندگی را در لذت و بهر کشی می دانند، که خداوند آنان را اصلاح فرماید، چون از دست بشر چندان کاری ساخته نیست.
در دورانی که نیاز به محبت داشته اند مورد عنایت قرار نگرفته اند. این دسته کسانی هستند که زندگی را بر پایه مهر استوار می دیدند، ولی در عمل آنها را خشن یافته اند و محبوب گمشده شان دو را ز دسترس قرار گرفته است . بنابراین این سرو سامان دادن به آنها وظیفه ی همه ی خانواده می باشد و زوجین به یک نسبت تقصیر دارند.
این گروه عاملان غیر واقعی و قربانیان واژه ی خیانت هستند. تکرار این واژه از طرف همسر عملاً تشویق کننده ی آنها در راهی است که فکر می کنند چاره ای جز چشیدن مزه ی میوه ای که تاکنون برایشان دشوار بوده ندارند، زیرا آنان به اتهام دزدی میوه ی خیانت روزانه چندین بار متم می شوند. در واقع مقصر و سبب اصلی این عمل ناخوشایند شریک زندگی آنها محسوب می شود، پس اوست که باید تاوان این واژه را پس بدهد.
هر زمان خواسته اند اقدامی انجام دهند مورد اتهام خیانتقرار گرفته اند و عقده ای گره خورده در گلو دارند. چنین دسته ای بر انتقام ولی ناخواسته دست به خیانت می زنند در حالی که تنها تقصیر آنان بی ارادگی و بی همتی در زندگی می باشد که بد را با بدتر پاسخ می دهند.
دچار اختلاف فامیلی گسترده و طرفداریهای ناروای فامیلی برای رهایی از تضادها و خالی کردن ذهن هستند در این گروه نیز تضادهای درونی خانوادگی عرصه را برای شریک زندگی تنگ، او را به سوی امر زشت تر سوق می دهد که قابل قبول نمی باشد.
زن آزاری یا مردآزاری موجب این امر می گردد. این طایفه باید حتماً برای رهایی از وضع دشوار خانوادگی که پدیده ی زشتی می باشد و زن آزاری یا مرد آزاری موجب نابسامانی و نزاع دائمی است، به پزشک مراجعه کنند.
فقر خانوادگی را بهانه می کنندۀ این بحث ابداً در هیچ جامعه ای پذیرفته نیست. زیرا فقر خود افتخار انسانی است«الفخر فخری» فقر سازنده و کمال دهنده ی انسان به سوی معناست. این گروه که به بهانه ی فقر به خیانت دست می زنند، جاهلان پستی برای جامعه محسوب می شوند.
ازدواج های زود هنگام و دیر هنگام و نابرابری سنی در این امر دخیل است. خانواده ها توجه دقیق به سن ازدواج داشته باشند و سعی نکنند فرزندانشان را با جبر وادار به ازدواج سازند.
کودکی و نوجوانی دوره ی سازندگی و پرورش شخصیت و منش انسانی است که باید خانواده ها توجه دقیق مبذول دارند و از روشهای تربیتی بهره بگیرند تا از عقده های روانی جلوگیری شود. رابطه ی دوستی و منطقی فرهنگی و اجتماعی در پیوند دو خانواده بسیار مهم و کار ساز است. لذا ضروری است که خانواده ها قبل از قدام ازدواج نسبت به بررسی ارزشهای خانوادگی و رابطه های درست تلاش لازم را داشته باشند.

 

برگرفته از کتاب هدیه به زوجهای جوان-حمید رضا شیرانی


کلمات کلیدی: زن
 
خانمها واقعا" چه می خواهند؟؟؟
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸٧ 

تا کنون این سوال به ذهن هزاران مرد خطور کرده: "چرا همسرم احساس ناراحتی میکند؟" "او از من چه انتظاری دارد که برآورده نمی شود؟"

 

این سوال زمانی به ذهن آنها خطور می کند که همسرشان از زندگی مشترک احساس نارضایتی و ناراحتی کرده و تمایل به جدایی و طلاق از خود نشان می دهد.

 

در نگاه اول شاید درک این مطلب که شرکای زندگی از هم چه می خواهند و چه انتظاراتی دارند، قدری دشوار باشد. البته در این میان وظیفه آقایون قدری سخت تر میباشد، چرا که معمولاً هر چند وقت یکبار نیازهای خانم ها تغییر کرده و انتظارات جدیدی از همسر خود پیدا می کنند.

 

در قدیم برای یک آقا فقط کافی بود که به خوبی نیازهای اقتصادی خانواده را مرتفع کند، کار ثابت داشته باشد و از عهده خرج و مخارج زندگی بر بیاید. اگر یک مرد مرتباً فکر خوش گذرانی، هدر دادن درآمد، بدرفتاری با همسر نبود می شد اسم یک مرد "خوب" را بر روی گذاشت.

 

اما در حال حاضر شرایط فرق کرده و این موارد در نظر بسیاری از خانم ها کافی نیستند. با در نظر گرفتن مطلب "جفت روحی"، عبارتی که حاکی از یک ارتباط قوی عاطفی و قلبی است، کار قدری سخت تر شده و خانم ها معمولاً به دنبال مردهایی می گردند که با آنها در یک طول موج قرار گرفته باشند.

 

کسانی که از نظر روحی با هم یکسان باشند، سبب تکامل هم شده و باعث میشوند که بهترین خصوصیات هر فرد به بالاترین میزان خود برسد. رابطه میان آنها به طور باورنکردنی رضایت بخش بوده، صمیمیت به اوج خود می رسد و در کنار عشق، دوستی و همدلی نیز در رابطه آنها وجود دارد.

 

ارتباط میان این افراد به واسطه پیوند عاطفی قوی که میانشان وجود دارد، حفظ میشود. این دو نفر خوشحال هستند که توانسته اند یکدیگر را پیدا کنند. آنها به راحتی می توانند احساسات خود را با یکدیگر در میان بگذارند و همیشه یکدیگر را از احساسات و عواطف شخصی شان باخبر می کنند. از نگرانی ها، ترس ها، شادی ها، و نهایتاً امید ها و آرزوهای یکدیگر نیز با خبر هستند.

 

آنها معمولاً خودشان بر این باورند که علاوه بر پیوند عاطفی که میانشان وجود دارد، نوعی کشش روحی شدید نیز نسبت به یکدیگر در وجودشان یافت می شود.

البته بسیاری از زوج ها هستند که در ابتدای ازدواج و در همان دوره های اولیه، حس نزدیکی شدید نسبت به یکدیگر دارند. هر دو نفر از اعماق وجودشان به رابطه میرسند و تمام انرژی و نیروی خود را صرف بهبود بخشیدن ارتباط خود با یکدیگر می کنند. حتی برخی از آقایونی که کم حرف و ساکت هستند، طی این دوران تلاش می کنند که خودشان را واردار کنند تا بیشتر صحبت کنند، تا به این وسیله بتوانند ارتباط بیشتری را با طرف مقابل داشته باشند.

 

اما به مرور زمان این امکان وجود دارد که کیفیت رابطه تغییر کند. گاهی اوقات حتی به دلایل کاملاً قابل درک، مانند وظایف نگهداری از کودکان، برخی از خانم ها ممکن است احساس کنند که دیگر هیچ گونه رابطه ای میان آنها و همسرانشان وجود ندارد.

 

برخی از آقایون متوجه نیستند که باید صمیمیت احساسی را در تمام عرصه های زندگی با خانم خود حفظ کنند. آنها در ابراز احساس کردن راحت نیستند. حتی این امکان هم وجود دارد که اصلاً نتوانند افکار و احساسات خود را به زبان بیاورند و در نتیجه قادر به برقراری ارتباط مناسب با همسر خود نیز نخواهند بود.

 

 

طبق تفکر سنتی، یک ازدواج واقعی نیازمند وجود یک مرد واقعی است؛ و یک مرد واقعی هم هیچ گاه گریه نمی کند، احساساتش را ابراز نمی کند، و به هیچ وجه در مورد احساساتش حرفی به میان نمی آورد.

 

یک چنین مردی، از قدرت بسیار بالایی برخوردار می باشد، همیشه بر روی احساساتش کنترل دارد، و خودش کلیه مشکلاتش را بدون اینکه هیچ گونه کمکی از دیگران بگیرد حل مینماید. در حالیکه او از نظر احساسی بسیار استوار و محکم است، همسرش احساس می کند که فاصله زیادی با او دارد و نمی توان هیچ گونه ارتباطی با او برقرار کند.

 

خوب در این قسمت ممکن است که برخی از آقایون از خود سوال کنند که "پس همسر ما از ما چه انتظاری دارد؟" "آیا آنها از ما انتظار دارند که همانطور که دخترها واکنش نشان می دهند، برخورد کنیم؟" پاسخ این سوال هم مثبت است هم منفی.

 

نه، خانم ها انتظار ندارند که همسرانشان طبق جزئی ترین نکات زنانه عمل کنند (به عنوان مثال برای حمام نوزاد برنامه ریزی کنند، تصمیم بگیرند که چه لباسی بپوشند، و...) اما بله، انتظار هم دارند که از نظر احساسی آنها را تامین کرده و به طور دائم احساساتتان را با او در میان گذاشته و رشته عاطفی را استوار نگه دارند.


کلمات کلیدی: زن
 
مادرم روزت مبارک
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ٤ تیر ۱۳۸٧ 

مادرم روزت مبارک


کلمات کلیدی: زن
 
گفتار بزرگان درباره بانوان
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۱ خرداد ۱۳۸٧ 

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است .  اقبال لاهوری

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود. لامارتین

 تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . ناپلئون

نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان

اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگیرید، به‌جای‌ خویشاوند ارباب‌ خواهید داشت‌. لئوپول

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو 

 با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند . لرد بایرن 

زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما 

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا 

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه

شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند. برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد  که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند . جونسون

مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند. داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ

زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار

آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد . ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله


زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند , زیرا برای اینکه توضیح بدهند که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند. باب هاپ

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی

 


کلمات کلیدی: زن